مرکز اعصاب و روان نوین مشهد

تئوری انتخاب به زبان ساده

برای بهتر درک کردن مفهموم تئوری انتخاب ابتدا خود تئوری یا نظریه را تعریف می کنیم.

تئوری یا نظریه چیست؟

تئوری یا نظریه، مجموعه‌ای بهم پیوسته از سازه‌ها، مفاهیم، تعاریف و قضایا است که به منظور تعیین و پیش بینی پدیده‌ها، از طریق تشخیص روابط بین متغییرها، یک دیدگاه نظامدار درباره پدیده‌ها ارائه می‌دهد.

یک تئوری یا نظریه کارآمد به ما کمک می‌کند که مسائل را توصیف و تبیین کرده و بتوانیم با درک ارتباط بین متغییرهای مختلف در جهت حل مسئله، تصمیم‌های هوشمندانه‌ای بگیریم.

همه تئوری‌های علم روانشناسی بدنبال تبیین و کنترل رفتار انسان هستند.

تئوری انتخاب چیست؟

تئوری انتخاب یکی از تئوری‌های پارادایم روانشناسی مثبت است که بدنبال توصیف و تبیین رفتارهای انسان است. این تئوری توسط دکتر ویلیام گلسر، روانپزشک صاحب نام معاصر تدوین و معرفی شده است.

تئوری یا نظریه انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست.

دکتر گلسر می‌گویید:« برای ایجاد و نگهداری روابط انسانی مورد نیازمان باید از انتخاب زور، اجبار، تحمیل،تنبیه، پاداش، کنترل، ریاست، تحریک احساسات، انتقاد، سرزنش، شکایت، غرغر، اذیت و آزار، مقایسه ( درجه بندی و رتبه بندی)، قهر و کناره گیری دست برداریم.»

ما باید به جای این رفتارهای تخریبگر رفتارهای مهرورزی که عبارتند از؛ گوش دادن، حمایت، مذاکره، تشویق، دلگرمی، عشق و دوستی، اعتماد، پذیرش، گشاده رویی و احترام گذاشتن را جایگزین کنیم. این واژگان تفاوت بین «روانشناسی کنترل بیرونی» و «تئوری انتخاب و کنترل درونی» را نشان می‌دهد.

روانشناسی کنترل بیرونی چیست؟

فرضیه روانشناسی کنترل بیرونی به این معنی است که، افرادی را که کار خطایی انجام می‌دهند تنبیه کنید. آنگاه آن‌ها کاری را انجام خواهند داد که ما می‌گوییم درست است. سپس به آن‌ها پاداش دهید در نتیجه آن‌ها به انجام کاری که ما می‌خواهیم ادامه خواهند داد. این چارچوب ذهنی بر اندیشه اکثر مردم روی کره زمین حاکم است. کنترل بیرونی علت بسیاری از خشونت‌ها، جرایم، اعتیادها و روابط جنسی بدون عشق در جامعه است.

تئوری انتخاب یک روانشناسی کنترل درونی است و توضیح می‌دهد چرا و چگونه دست به انتخاب‌هایی می‌زنیم که مسیر زندگی ما را تعیین می‌کنند برای مثال از خود می‌پرسیم؛ کاری که الان می‌خواهم انجام دهم، من را به این افراد نزدیک تر می‌کند یا بین ما فاصله می اندازد؟

تئوری انتخاب عبارت من صلاح تو را می‌دانم سنتی باستانی است را به چالش می‌کشد. برای مثال؛ فرزندتان را بدلیل انجام ندادن تکالیف درسی اش تنبیه می‌کنید و اجازه نمی‌دهید در تعطیلات آخر هفته بیرون برود. اما او با اینکه در خانه می‌ماند تکالیفش را انجام نمی‌دهد و اوضاع پیچیده‌تر می‌شود. اکنون با یک نوجوان دلخور و ناراحت رو به رو هستید که در دو روز آخر هفته در منزل بی قراری می‌کند و شما پس از گذشت یک ماه از خود می‌پرسید؛ چرا این کار را مدام تکرار می‌کنم؟ شاید راه بهتری هم باشد!

رسیدن به چنین درکی به زمان نیاز دارد، چرا که تنبیه کردن فرزندتان جزئی از عرف رایج و فهم عادی شما شده است بطوری که نمی دانید تنبیه کردن یک انتخاب است بلکه احساس می‌کنید عملی درست و بجاست.

این رفتار نه تنهای موثر نیست و بندرت جواب می‌دهد، با ادامه رفتار فرزند و تکرار تنبیه از سوی شما، کم کم از گفتگو با یکدیگر و گوش سپردن به حرف‌های هم دست می‌کشید و در نتیجه فرزند شما تکالیفش را کم تر از قبل انجام می‌دهد.

والدین می‌توانند گفتگو را جایگزین زور و اجبار و انتقام کنند. به فرزند خود بگویند دیگر او را تنبیه نخواهید کرد. بگویید رابطه شما مهمتر از تکالیف مدرسه است و دوست دارید همانند گذشته با او کارهای مفرح و لذت بخش انجام دهید و بدنبال چیزی بیشتر از به کرسی نشاندن حرف خود هستید. به زور متوسل شدن در اساس بی فایده است. اگر شما و او مثل سابق بهم نزدیک شوید، احتمال اینکه تکالیف مدرسه و هر کاری دیگری را که بخواهید انجام دهد، بسیار بیشتر از زمانی است که به دور شدن از یکدیگر ادامه ‌می‌دهید.

تا زمانی که باور داریم می‌توانیم دیگران را کنترل کنیم، یا دیگران می‌توانند ما را کنترل کنند، احساس ناخشنودی و فلاکت ادامه خواهد داشت.

ناخشنودی می‌تواند افراد را به دو جهت سوق دهد؛

اولین گروه از آدم‌های ناخشنود به دنبال راهی برای بازگرداندن خشنودی می‌گردند که آن را روابط لذت بخش با افراد خشنود می‌نامیم.

دومین گروه، از جستجو خشنودی یا دیگر افراد خشنود صرف نظر می‌کنند و حتی دیگر برای یافتن روابط لذت بخش تلاش نمی‌کنند، اما آن‌ها نیز مانند همه ما از کوشش برای دستیابی به احساس خوب دست نمی‌کشند. آن‌ها پیوسته به جستجوی لذت بدون رابطه‌اند که بیشتر آن را از طریق پرخوری، مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر، درگیری، خشونت و روابط جنسی بدون عشق برآورده می‌کنند.

آگر نتوانیم جامعه‌ای بسازیم که اکثر مردم در آن خشنود باشند، هرگز نمی‌توانیم این انتخاب‌های مخرب و خود ویرانگر را کاهش دهیم.

احساس ناخشنودی یا بدبختی، فراگیرترین تجربه زندگی انسان‌هاست.

افکار و اعمال ما، همواره و همیشه در دایره کنترل ما هستند!! اما بر روی احساساتمان و فیزیولوژی بدنمان کنترل کامل نداریم بنابراین سعی کنیم بر روی ناحیه‌ای تمرکز کنیم که بیشترین کنترل را به آن داریم. یعنی افکار و کار‌هایی که انجام می‌دهیم.

مرکز اعصاب و روان نوین با ارائه خدمات

در خدمت شما عزیزان است. برای مطالعه بیشتر روی هرکدام کلیک کنید وهمچنین به صفحه سوالات متداول مراجعه بفرمایید از طریق فرم تماس اقدام کنید و یا با شماره تلفن های مرکز تماس حاصل فرمایید.

۰۵۱-۳۸۴۴۳۸۹۳

۰۹۱۵۹۱۶۶۷۰۳

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا